تبليغاتX
فراتر از مرزهای ایران @ اردوگاه آوارگان

انسان‌ها دارای قوّه خلاقیت هستند؛ برخی در یک زمینه دارای خلاقیت بیشتر و برخی در زمینه‌ای دیگر. خلاقیت می‌تواند توسط معلمان در دانش‌آموزان شکوفا گشته و یا از بین برود. بنابراین باید محیط و فضای مساعدی برای رشد و پرورش قوّه خلاقیت دانش‌آموزان فراهم آورد.‌

(خلاقيت از نظر مفهوم)
خلاقیت و نوآوری محرک اصلی تمدن‌هاست. تلفن، اتومبیل، هواپیما، رادیو،‌ تلویزیون، رایانه، الکترونیک، قدرت اتمی و مسافرت‌های فضایی و خلق ادبیات و انواع هنرها و ... نقاط عطفی از اختراعات و اکتشافات و نمودی ارزشمند از تفکر و ذهن خلاق بشر است.
بنابراین، برای پیشرفت در صنعت، اقتصاد، سیاست و همه علوم، نیازمند تفکری خلاق و نوآور هستیم؛ خلاقیتی که در ضمیر همه ما نهفته و در نحوه زندگی ما تأثیر دارد. تحولات سریع عصر کنونی ما، نیازمند حل مسائل و مشکلات به گونه‌ای خلاق است.
هرچند علم، توسعه و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزی است، ولی باید دانست که علم به خودی خود، ضامن حل بسیاری از مسائل و مشکلات آینده‌ای که ما با آن‌ها مواجه خواهیم شد نیست، تنها نیروی فوق‌العاده و قدرتمند خلاقیت است که می‌تواند مسائل و مشکلات را به طرز خارق‌العاده‌ای از سر راه بشر بردارد. روان‌شناسان در تعریف خلاقیت متفق‌القول نیستند و به خلاقیت از زوایای گوناگونی می‌نگرند؛ در گذشته محور بحث روان‌شناسان از خلاقیت <شخص خلاق یا فرایند خلاق> بود. امروزه نیز اگرچه بسیاری از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرایند می‌نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنی بر ویژگی <مولد بودن> است.‌
گيلفورد خلاقيت را چنين بيان كرده است:. او خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت‌های جدید برای مسائل) در مقابل تفکر همگرا(دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران متفاوتند و از عرف و عادت دور شده روش‌های خلاق و جدید را به کار می‌برند. برعکس کسانی که از این خصوصیت برخوردار نیستند، تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می‌کنند. پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه.‌
امروزه ثابت شده است که برخلاف باور بسیاری که ابداع و خلاقیت را خصوصیت ذاتی بعضی افراد می‌دانند، این استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و می‌توان آن را با کاربرد اصول و فنون معین و ایجاد طرز تفکرهای جدید و ایجاد محیطی مناسب پرورش داد.‌
در چند دهه اخیر پژوهش‌های بسیاری در زمینه خلاقیت انجام شده است. پژوهش‌های انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت، عموماً به این نتیجه رسیده است که خلاقیت را هم می‌توان آموزش و هم پرورش داد. روشن است که هر کسی ممکن است در زمینه‌ای خاص خلاقیت داشته باشد. از هر کسی در هر زمینه نمی‌توان انتظار خلاقیت و ابتکار داشت. باید این بسترها و علایق و زمینه‌ها را شناسایی کرده و زمینه رشد آن‌ها را فراهم نمود.‌
شیوه‌های پرورش تفکر اخلاق‌
تعلیم و تربیت به یک معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحیح در افراد. تقلید از دیگران یا پیروی از تمایلات و عادات، سبب رکود فکری و عجز فرد در برابر مسائل و مشکلات می شود. امروزه جامعه نیازمند افرادی است که فکر و خرد را حاکم بر اعمال و افکار خویش قرار می‌دهند و مشکلات را به گونه ابتکاری از سر راه خود برمی‌دارند.

 وظایف یک معلم

 در تحقق این هدف بدین شرح است:‌
* دانش‌آموزان را به داشتن ایده‌های بکر و نو تشویق نماید؛ ایده‌هایی که کم و بیش برای خود آن‌ها بکر است. ضمن پذیرش ایده‌های بکر، زمینه ابراز آن‌ها را فراهم کند. مثلاً، می‌توان از دانش‌آموزان خواست که به جای ارائه گزارش ساده از یک کتاب، آن را شخصاً ارزیابی کرده و هر نظری که درباره آن دارند بیان کنند و یا این که فصلی از فصل‌های سال را توصیف کنند به طور کلی، نقاشی‌های آزاد، مقاله‌نویسی و نگارش داستان‌های کوتاه، زمینه ارائه ایده فرد و تفکر خلاق در دانش‌آموزان را بهتر فراهم می‌کند.
* مطالب درسی را به صورت مسأله و معما برای شاگردان طرح کند؛ مطالعه کتاب و یا گوش دادن به سخنان معلم و حفظ کردن حقایق علمی و تاریخی، رشد قوه ابتکار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جای بیان مطالب درسی یا ذکر حقایق علمی، باید دانش‌آموزان را به طرح مسائل ترغیب کند.‌
* معلم باید به دانش‌آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ایده‌های خود را اعلام کنند و این ایده‌ها را روی تخته کلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ایده‌های خود به آنان اجازه دهد که این مسائل را نقد و بررسی کرده و مورد آزمایش قرار دهند.‌
روشهاي متفاوت تدريس
معلم باید در جریان تدریس و فرایند تعلیم و تربیت، شیوه‌های مختلفی را به کار برد؛ از جمله، روش حل مسأله، روش تهیه طرح یا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه‌های گروهی و جمعی متناسب با موضوع و موقعیت درسی.‌
فعاليت در كلاس درس (توسط گروه)
کلاس‌های درس را می‌توان به جای <معلم محوری> به صورت <فراگیر محوری> اداره کرد؛ در کلاس فراگیر محوری، دانش‌آموز در امر یادگیری دخالت مستقیم و اساسی دارد.
معلم راه‌های یادگیری را به شاگردان دیکته نمی‌کند، بلکه شیوه‌های مختلف یادگیری را پیش پای آنان قرار می‌دهد تا با استفاده از نیروی خلاقیت و ابتکار خود مسیر و روش یادگیری را جستجو نمایند. به جای این که معلم برای دانش‌آموزان اطلاعات فراهم کند، باید آنان را در موقعیتی قرار دهد تا خود به جستجوی اطلاعات بپردازند. معلم در این شیوه تدریس، راهنماست و نقش یاری‌دهنده و هدایتگر را ایفا می‌کند.‌
استفاده از روش بارش مغزی brain Storming‌ در روش بارش مغزی، پس از این که مسأله‌ای در کلاس ارائه شد، معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد تا هر تعداد راه‌حل را که می‌توانند برای مسأله بنویسند. معلم پیش از ارائه همه راه‌حل‌ها به وسیله دانش‌آموزان، نباید هیچ‌گونه اظهارنظری در این خصوص بنماید. این روش، شبیه روش تداعی آزاد است که در روان‌کاوی مورد استفاده قرار می‌گیرد.‌
تفكر انديشي
معلم باید زمینه‌ای فراهم سازد که همه دانش‌آموزان تفکر کنند و بدون نگرانی تفکرات خویش را اظهار نمایند. هرچند شاگردان در فرایند تفکر ممکن است اشتباه کنند، اما مهم، تفکر و پرورش فکر ‌است. در این گونه کلاس‌ها پاسخ صحیح و غلط شاگرد برای معلم ارزش یکسان خواهد داشت؛ زیرا به هر حال دانش‌آموز به تفکر واداشته شده است.
به عبارت دیگر، باید به دانش‌آموزان اجازه داده شود تا اشتباه‌هایی را مرتکب شوند؛ زیرا ممکن است اشتباه‌ها به بینش‌های مثمرثمری منتهی شوند. معلم باید شرایط آموزشی را به گونه‌ای ترتیب دهد که شاگردان مطمئن شوند که اختلاف نظر آنان با معلم مشکلاتی برای آنان نخواهد داشت. به هیچ وجه نباید اندیشه‌های شاگردان را طرد کرد زیرا در این صورت آنان به تفکر نخواهند پرداخت.
ذهن خلاق ورابطه نزديك با آن
گرچه معلم تا حد زیادی می‌تواند ذهن دانش‌آموز را تحریک کند، اما این امر کافی نیست. گفتار و کردار هنرمندان، متفکران و رهبران مشهور از مهمترین عوامل مؤثر در تحریک انرژی خلاق در دیگران است.
شاعران، مورخان، سیاستمداران و دانشمندان بزرگ، در قرون گذشته، از طریق آثار مکتوب خود با ما سخن می‌گویند.
آتش خلاق آنان می‌تواند شعله آفرینش‌‌گری دانش‌آموزان را برافروزد و روح اشتیاق رقابت را در آنان بدمد. برای پیشگیری از احساس حقارت دانش‌آموزان در برابر بزرگان، باید به آنان گفته شود که انسان‌های بزرگ هم از اول خلاق نبودند، بلکه با تلاش، پشتکار و پرورش این قوه توانسته‌اند ابتکارات، نوآوری‌ها و آفرینندگی را در وجود خود شکوفا سازند.
با شناخت نحوه زندگی و مراحل رشد دانش‌آموزان، می‌توان از بروز و پیدایش این احساس در آنها پیشگیری کرد.
تشويق معلمان نابغه وپژوهشگر
با پرسش‌های هر چند غیرمتعارف دانش‌آموزان، باید برخوردی دقیق و حساب شده داشت؛ اگر دانش‌آموزی ایده غیرممکنی را بیان کرد، به جای واقع‌گرایی باید در این تخیل دانش‌آموز وارد شد.
مثلاً اگر کودکی بگوید: سگ من کتابی نوشته است، معلم جواب دهد: واقعاً؟! حتماً کتاب به مردم توصیه می‌کند که با سگ‌ها چگونه رفتار کنند. سپس بچه‌های دیگر می‌توانند اظهارنظر کنند که دنیا در نظر یک سگ ممکن است چگونه باشد و چطور می‌شود امور را بهبود بخشید و...
- باید به کودکان عملاً نشان داد که عقاید آنان مورد احترام است.
- اندیشه‌ها و راه‌حل‌های غیرمعقول برای مسائل را باید با احترام تلقی کرد. - باید به آنان فرصت داد تا به طور مستقل یاد بگیرند، آزادانه فکر کنند و به اکتشافات بپردازند.
عوامل مخل در خلاقيت
موانع خلاقیت را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: فردی، اجتماعی و سازمانی.
موانع فردی خلاقیت: نداشتن اعتماد به نفس و ترس از انتقاد و شکست، تمایل به همگونی و عدم تمرکز ذهنی ازمهمترین آنها است. به طور کلی موانع فردی خلاقیت شامل موارد زیر است:
نداشتن اعتماد به نفس، دلسرد شدن، تأکید بر عادت‌های پیشین، محافظه‌کاری، وابستگی و جمود فکری، نبود تمرکز ذهنی، استفاده نکردن از طرفین مغز، مقاوم نبودن، کمرویی، انعطاف‌پذیر نبودن.
موانع رشد خلاقیت در دانش‌آموزان
تأکید زیاد بر نمره دانش‌آموز به عنوان ملاک خوب بودن
روش‌های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری ‌
عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت
نبود حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت‌های خلاق دانش‌آموزان
اهداف و محتوای کتاب‌های درسی
توجه نکردن به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان
عدم پذیرش ایده‌های جدید
ارائه تکالیف درسی زیاد به دانش‌آموزان
استهزاء و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه
راه وروش خلاقيت در سازمانها
* در اغلب آموزش‌های سنتی، فراگیران فقط در معرض مطالب و مهارت‌های ارائه شده از طرف معلم یا مدیر قرار گرفته و مطابق برنامه از پیش تعیین شده حتی در جزئیات به پیش می‌روند. در آموزش خلاقانه، فراگیرنده خود نقش فعال ایفا کرده و مربی به جز در کلیات و جهت اصلی آموزش، نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد.
* برنامه‌های آموزش و محتوای مطالب حتی‌الامکان باید موجب رشد و توسعه تفکر واگرا به جای تفکر همگرا در فراگیران شود.
* شناخت علائق و انگیزه عاطفی و غیرعاطفی هر یک از فراگیران برای پیشبرد امر آموزشی ضروری است.
* مباحث و فنون مطرح شده در هر مرحله از آموزش و پرورش فراگیرندگان باید کاربردی ملموس و عملی در زندگی و کار فرد داشته باشد. * امید به آینده و ایمان و اعتقاد به آنچه پس از تلاش و استمرار نصیب فراگیر خواهد شد باید در دوره‌های آموزش خلاقیت مورد تأکید قرار گرفته تا انگیزه بیشتری برای فراگیرنده به وجود آید.
* تجسم وضع آینده مسأله و مقایسه آن با وضعیت فعلی، کمک مفیدی به یافتن راه‌حل‌های بدیع خواهد کرد.
اصولاً استعداد خلاق در محیط‌های مطلوب، شکوفا و متبلور می‌شود بنابراین یکی از الزامات و روش‌های مهم برای تبلور خلاقیت، ایجاد فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است.
در سازمان‌های آموزشی علاوه بر این که چنین فضایی باید برای معلمان و مدیران مهیا باشد، معلمان نیز باید زمینه لازم و فضای مطلوب را برای دانش‌آموزان فراهم کنند. ‌
یکی دیگر از شیوه‌های مهم و پرجاذبه پرورش خلاقیت و نوآوری، مشورت است. اساساً یکی از نشانه‌های رشد اجتماعی، شورا و مشورت است و بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند. اسلام نیز انسان را به شورا و مشورت ترغیب کرده و پیامبر اسلام (ص) نیز از مشورت به عنوان یک اصل تربیتی استفاده کرده است.
در واقع هر قدر مدیران در سازمان‌های آموزشی از دانش و تجربه کافی برخوردار باشند، باز هم مشورت با دیگران، افق‌های تازه‌ای را برای آنها خواهد گشود.
حضرت علی(ع) می‌فرمایند: مهمترین راه‌حل‌ها و صحیح‌ترین شیوه‌ها با استفاده از اندیشه‌های افراد مختلف به دست می‌آید.
راهكارهاي مهم
* تدوین و اجرای سیاست‌های انگیزشی و تشویقی برای همکاران
* آموزش نیروی انسانی توسط استادان مجرب در قالب کارگاه‌های تابستانی
* طرح موضوع به صورت کاربردی در جلسات شورای معلمان
* تشویق معلمان به آزمایش کردن و کاربست روش‌های نو
* ایجاد محیط آزاد و روابط صمیمانه میان معلمان و مدیران رسمی مدارس برای کاربست یافته‌ها و روش‌های نوین‌.
* تشخیص ارزش کار و تشویق افرادی که به آزمایش روش‌های نوین مبادرت می‌ورزند.
فراگيران

* برای پرسش‌های دانش‌آموزان باید اهمیت قائل شد و آنان را راهنمایی کرد تا خود جواب پرسش‌ها را بیابند. (تقویت روحیه پرسشگری و کنجکاوی)
* عقاید غیرعادی باید مورد احترام قرار گیرد و ارزش آن برای کودکان روشن شود.
* باید به کودکان نشان داد که عقایدشان دارای ارزش است و عقایدی که امکان اجرای آن در کلاس میسر باشد، پذیرفتنی است.
* گاهی اوقات بدون این که تهدیدی از جهت نمره، ارزشیابی و یا انتقاد در کار باشد، باید کودکان را آزاد گذاشت تا کارهایی را که خودشان می‌خواهند انجام دهند.
* هرگز نباید در مورد رفتار دانش‌آموزان بدون این که علل و نتایج آن مشخص شود، قضاوت کرد.
* تشویق دانش‌آموزان به داشتن و ارائه اندیشه‌های بکر.
کتاب‌های درسی
* تجدید نظر در تدوین بعضی از کتاب‌های درسی با رویکرد کاربردی متون به ویژه در علوم پایه و فصل‌بندی موضوعی آن
* تأکید بر فعالیت‌هاو مهارت‌های خارج از کلاس و کاربست آموزه‌های علمی در زندگی عادی‌

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:44  توسط خسروی- جستجوگر  | 
سلام

خسته نباشيد در صورتي كه خواستيد با ما ارتباط برقرار سازيد در قسمت نظرات مطلب خود را اعلام كنيد تا در مدت دو روز جواب شما را بدهيم

                                                                                   مديريت وبلاگ

                                                                             زهرا خسروي

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:6  توسط خسروی- جستجوگر  | 

پايه پنجم ابتدائي بيماريهاي واگيردار

 

  پايه پنجم ابتدايي - علوم تجربي
بيماريهاي واگيردار

امروز هم ميخواهيم مثل جلسه گذشته يك فعاليت لذت بخش را باهم داشته باشيم. اميدوارم مثل كاري كه قبلاً انجام داديم بتوانيم به همديگر كمك كنيد .
از همديگر خيلي چيزها يادبگيريم و همچنين بتوانيم آن لذت قبلي را بيشتر بكنيم .كاري كه امروز مي
خواهيم انجام بدهيم در مورد بيماريها است. ـ چيزي كه شما با آن آشنا هستند ،حالا به من بگوئيد چه كساني بيمار شدند؟ جاي تأسف است حالا همه شما اين تجربه را داشتيد ـ ميخواهم برايم بگوئيد.وقتي مريض شديد چه حسي داشتيد:

 

  شاگرد:

1.اشتهاء از بين مي رود.
2.احساس كسالت و خواب مي كنم .
3.حس بويايي ما ضعيف مي
شود.
4. ما توي رختخواب بوديم. و نمي
توانستيم براي خودمان آب بياوريم. پدر ومادر برايمان آب مي
آوردند.
5. وقتي تب مي
كنيم بدنمان داغ ميشود.  

 

  معلم :

چه كارهايي را نميتوانستيد انجام بدهيد.چون همه تجربه كرديد مسلماً‌ همه شما ميتوانيد بگوئيد:  

 

  دانش آموز:

1.بازي كردن
2.كارهايي كه در وقتي كه مريض نيستيم مي
توانيم انجام بدهيم .
3. درس كمتر مي
توانستم بخوانم .و اين هم بستگي به بيماري دارد.  

 

  مفسر:

دانش آموزاني كه در اين فعاليتها شركت داشتند هيچگونه تمرين مقدماتي انجام ندادند.

معلم :


توجه كنيد: وقتي صحبت از بيماري كرديم. لابه
لاي آن صحبت از سلامتي كرديد. فكر ميكنيد بيماري وسلامت يعني چه؟  

 

  بچه ها:

1. سلامت يعني اينكه وقتي دلمان چيزي ميخواهد ميتوانيم انجام دهيم.
2. سلامت يعني تندرستي .
3.يعني سرحال بودن.
4.عادي بودن وضع بدن .
5.نشاطي و تندرستي .
 

 

  معلم :

همه شما ميدانيد سلامتي و تندرستي چيست ؟ و بيماري چيست ؟چون تجربه قبلي داشتيد، ولي حالا هركس به تنهايي فكر كند بيماريهاي كه فرد و اطرافيان دچار شدند به تنهايي بنويسد. و فقط نام آن بيماري را هركس به تنهايي بنويسد.
وقت تمام است. كافي است. نوشته هايتان را بگيريد دستتان. گروه
بندي ميكنيم . گروه بندي را به عهده خودتان ميگزاريم. سه گروه داريم.اين چهار ليستي كه داريم مي
خواهيم اين چهار تا تبديل به يك ليست بشود كه بيماريها تكراري نباشد.
توجه كنيد، آلان يك گروه گزارش خود را مي
دهد گزارشگر گروه ميخواند و من پاي تابلو مينويسم.اين گروه بندي بايد مواردي را بيان كندكه تكراري نباشد.لازم است همه كلاس حضور داشته باشند .  

 

  دانش آموز :

1ـ سرماخوردگي
2ـ سل
3ـ سرطان معده
4ـ ايدز
5ـ آسم
6ـ عريون ( اُريون)
7ـ وبا
8ـ هپاتيت، روماتيسم
9ـ كليه درد
10ـ سردرد«‌طاعون»‌،«حصبه»‌، «سرخك» « خروسك» «‌يبوست»‌،« سينه پهلو»‌، «تب افغاني»‌، «‌دندان درد»‌.

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:3  توسط خسروی- جستجوگر  | 

مشاركت با مقامات محلي در جهت جذب پرستاران كودك (ژانويه سال 1999)

2.تشكيل انجمن پرستاران كودك در جهت نظارت بر عمل كرد آنان

3.ارائه خدمات مشاوره به والدين در خصوص استخدام پرستاران كودك

ارائه خدمات به تعداد75هزاركودك در60 مؤسسه محلي LEA بر اساس شاخص محروميت دپارتمان آموزشي انگلستان(DFEE)

3. تشكيل دايره محلي استاندارد هاي آموزشي جهت ارائه آموزش هاي مقدماتي و مراقبت هاي بهداشتي روزانه به كودكان محلي

4. كسب اطمينان از صلاحيت مربيان آموزشي و بهداشتي ويژه كودكان رده هاي سني8-3 سال

5. اعطاي معافيت هاي مالياتي به طرح هاي آموزشي- بهداشتي مقطع آموزش پيش دبستاني

بر اساس تجربيات و بررسيهاي روان شناختي و تربيتي ، سال هاي اوليه زندگي كودكان نقش اساسي در رشد و پرورش آنان ايفا مي نمايدچراكه 80 درصـد شخصيت كــودك ظرف6 سال اوليه حيات او شكل ميگيرد. براين اساس آموزش و پرورش پيش دبستاني از اهميت ويژه‏اي برخوردار بوده و تلاش عمده دولت ها بر اين بوده است كه هرروزه تعداد بيشتري از كودكان تحت پوشش آمــوزشهاي اين دوره قرار گرفته و بــا توجه به ويژگي ها ونيــازهاي فردي ،از آموزشهاي مناسب وسازنده برخوردار گردند. اولين ارتبـاطات انساني- اجتماعي كودكان دردوران پيش دبستانـي شـكل گرفته و شكوفـائي و رشد اين ارتباط منوط به آموزش عشق ورزيدن ، محبت نمودن ، .... و نشان دادن راه صحيح برقراري ارتباط توسط والدين و مربيان آنان مي باشد . در واقع پايه هاي اوليه اعتماد به نفس ، مسئـوليت پذيري و استقلال و خلاقيت كودكان در دوران پيش از دبستان استوار مي گردد. توجه دقيق و مناسب به كودكان به رشد و شكوفائي استعدادهاي آنان كمك مي نمايد. مهدهاي كودك‏ و مربيان اين مراكز نقش اساسي وحياتي در تربيت و رشد شخصيت كودكان و نيل به اهداف فوق ايفــا مي نمايند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:56  توسط خسروی- جستجوگر  | 

اطلاعات، دانش و فناوری در حال تغییر، موجودیت بشر امروزی هستند. علم و فناوری در عصر تحولات شگرف اطلاعاتی و ارتباطاتی به عوامل مهم قدرت در عرصه جهانی تبدیل شده اند. در عصر تحولات، توازن قدرت اقتصادی متکی به عصر تولید اطلاعاتی، کارآمدی یا ناکارآمدی کشورها در گردونه های دیگر توانمندی یا ضعف آنها بستگی تام به نحوه بهره مندی آنها از علم و فناوری دارد. بنابراین مبنای قدرت و حیات در جهان کنونی به چهار عامل ذیل بستگی دارد: ۱) میزان برخورداری از علم و دانش ۲) فرهنگی کردن علم ۳) سرمایه گذاری در تربیت محقق ویژه ۴) تولید ایده نو و تبدیل آن به محصول بنابراین در تحقیق و توسعه و میزان پیشرفت هر کشور، رابطه مستقیم وجود دارد و کشورهایی که در زمینه تحقیق و توسعه بیشترین هزینه را متحمل شده اند آنهایی هستند که صاحب فناوری و صنایع پیشرفته هستند. مطالعات نظری و تجربی نشانگر آن است که عامل حیاتی رشد و توسعه اقتصادی، پیشرفت های علمی و فناوری و کلید این پیشرفت ها نیز، تحقیق و توسعه است. در اواسط دهه ۱۹۸۰ پل رومر ارتباط میان رشد اقتصادی و اقتصاد اندیشه ها را تنظیم نمود. براساس نظریه رومر، رقابت پذیر بودن ویژگی ذاتی اندیشه هاست. نکته مهمی که رومر بر آن تأکید کرده، این است که اندیشه ها نسبت به کالاهای اقتصادی بسیار متفاوت هستند. اغلب کالاهای ساخت بشر رقابت پذیر هستند. یعنی استفاده از یک کالا مانع از استفاده دیگری از همان کالا می شود. در مقابل اندیشه ها رقابت ناپذیر هستند. وقتی یک اندیشه خلق شد، هرکسی که نسبت به آن اندیشه آگاهی یابد، می تواند از مزیت مربوطه نیز بهره مند گردد بدون آنکه برای استفاده از آن ایده و دانش مبلغی را بپردازد. از سوی دیگر اگر مصرف کنندگان هم حاضر باشند در ازای بهره مندی از این اندیشه هزینه ای را تقبل نمایند هزینه این کالا تقسیم ناپذیر است و نمی توان آن را تجزیه کرد. از ویژگی های مهم دیگر اندیشه ها این است که حداقل در برخی از موارد تفکیک پذیر است. کالاهایی که تفکیک پذیر هستند این امکان برای عرضه کنندگان مهیا است که منافع حاصل از تولید در اختیار آنان قرار گیرد. اما در مورد کالاهای غیر قابل تفکیک وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد. این کالاها هرچند هم که دارای آثار جانبی گسترده ای باشند و افراد جامعه از این کالاها استفاده کنند اما تولید کنندگان آنها نمی توانند به منافعی که برای تولید این چنین کالاهایی صرف کرده اند دست یابند. همچنین می توان به این نکته اشاره کرد که میزان تفکیک پذیری یک کالا توسط میزان قدرت مالک آن در اخذ مبالغی از استفاده کنندگان کالا تعیین می شود. بنابراین ساز و کار بازار برای چنین کالایی که نمی توان قیمت آن را تعیین کرد ناتوان است و برای تولید و عرضه آن چاره ای نیندیشیده است. بازار وقتی کارا عمل می کند که خریدار و فروشنده بر قیمت معین به توافق برسند. به عبارتی دیگر قیمت هایی که از هزینه نهایی حاصل شده است می تواند هماهنگ کننده تصمیمات تولید کنندگان و مصرف کنندگان باشد. در این صورت سیستم بازار برای سه پرسش اساسی اقتصاد یعنی چه، چگونه و برای کی یک راه حل بهینه ارائه می دهد. حالا هنگامی که برای یک کالا هزینه نهایی وجود نداشته باشد و یا نمی توان به سادگی محاسبه کرد آیا آن کالا نباید به مرحله تولید برسد در این گونه موارد دولت برای خلق ایده های نو که اساس پیشرفت و توسعه یک کشور در قرن حاضر محسوب و برای عموم منافعی را ایجاد و در ادبیات اقتصادی با عنوان آثار مثبت خارجی معروفیت می یابد باید پا به میان بگذارد. وظایف دولت که در زمانی به برقراری نظم و امنیت و دفاع از کشور خلاصه می شد به یکباره دچار تغییر و تحول می شود و به تولید کالایی دست می زند که مبنایی برای عرضه محصولات اقتصادی توسط واحدهای بخش خصوصی است. لذا نقش دولت در دوران دانایی محوری به قبل از تولید و هنگامی که یک کالای اقتصادی پا به دوران حیات نگذاشته است بر می گردد. دولت به خلق اندیشه زمینه را برای فعالیت های تحقیق و توسعه که منجر به تکنولوژی و فناوری می شود و بنگاه های بخش خصوصی آنها را مورد بهره برداری قرار می دهند، فراهم می کند. در این حالت بخش خصوصی با استفاده از نوآوری و با تولید محصولات جدید یا ایجاد فرآیند های جدید به منافعی قابل ملاحظه دست می یابد. در اینجا دیگر نمی توان ماهیت کالاهای عمومی را برای محصول فعالیت های تحقیق و توسعه قائل شد زیرا این کالاها از سه ویژگی مهم کالاهای اقتصادی یعنی رقابت پذیری، مالکیت و کیفیت برخوردارند. همانطور که در مطالب فوق اشاره شده برای این که یک کشور به این مرحله از توسعه دست یابد دولت ها باید نقش اساسی و فعلی را داشته باشند. به لحاظ نظریه دولت ها از سه ابزار در اختیار می توانند بهره گیرند: ۱) دادن یارانه مستقیم به مؤسسات پژوهشی برای انجام امور تحقیقاتی ۲) تأیید حقوق مالکیت نو آوری پس از پدید آوری اثر و محصول به منظور دادن امکان به شرکت های صاحب نوآوری برای بهره برداری از رانت انحصاری موقت ناشی از آن ۳) ایجاد انگیزه های مالیاتی از طریق تخفیف. بررسی حمایت های دولت از بخش پژوهش و فناوری بر پایه برنامه چهارم توسعه را می توان در قالب سه محور اصلی حمایت های مالی، نظام سازی و ساختار سازی و اصلاح سیاست ها، قوانین و مقررات خلاصه کرد. البته این تقسیم بندی حاکی از طیف وسیعی از اقدامات است که از ایجاد زمینه های قانونی و مقرراتی تا بر قراری نظام هایی همچون نظام ملی نو آوری گسترش می یابد. حمایت های مالی نیز متنوع است و در مجموع با هدف کمک به انجام پژوهش در بخش دولتی، حمایت از پژوهش های مأموریت گرا و حمایت از حقوق مالکیت فکری انجام می شود و آنچه بسیار اهمیت دارد اجرای موفق قانون بویژه در ارتباط با حمایت مالی مستقیم از مراکز و شرکت های کوچک متوسط، تأمین و پرداخت هزینه های ثبت امتیاز علمی، صندوق های غیر دولتی پژوهش و فناوری است از همین رو تجربه های جهانی مرتبط با استفاده از ابزارهای یارانه ای و تخفیف مالیاتی می تواند به کارآید. لذا در پایان به نظر می رسد فعالیت های زیر باید از سوی دولت جهت توسعه فعالیت های پژوهشی در ایران صورت گیرد: ▪ فراهم آوردن انتقال آزادانه پژوهش های بنیادی برای افزایش دسترسی به محصولات علمی. ▪ سرمایه گذاری و انجام حمایت های مالی از پژوهش های بنیادی دارای مالکیت عمومی و رقابتی. ▪ حمایت از سرمایه های انسانی به عنوان اصلی ترین نهاد پژوهش

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:54  توسط خسروی- جستجوگر  | 

اقتدار ملّى
اقتدار ملى براى يك كشور، حفظ كننده هويت او، مايه عزت او و وسيله رسيدن او به آرمانهاست . تلاشى كه براى نابودى ملتها و به زنجير كشيدن آنها - از دورانهاى گذشته تا امروز - مى شود، هميشه در جهت نابود كردن و يا ضعيف كردن اقتدار ملى آنها بوده است و بعكس ، ملتهائى كه در راه تعالى و كمال قدم برمى دارند بايد در اقتدار ملى خودشان بكوشند. اقتدار ملى ، فقط به معنى توانائيهاى نظامى نيست و اقتدار ملى يك مسئله همه جانبه است و بر دوش همه دستگاههاست ، و به عنوان يك وظيفه اصلى ، بر دوش هر سه قوه اساسى كشور نهاده شده است .
اقتدار ملى به معناى اين است كه يك ملت ، در مسؤ ولان كشور جلوه هاى قدرت و توانائى و عزت خود را مشاهده كنند و كارها با سياستهاى درست ، با برنامه ريزى صحيح ، با جديت و پشتكار، و با هماهنگى و انسجام كامل پيش برود.
ه اقتدار ملى است كه مردم مى توانند به قدر استعدادشان و با شكوفائى اين استعدادها، تلاش خودشان را مبذول كنند. هر سه قوه بايد تلاش كنند تا با جدّيت و پشتكار و توكّل به خدا و اعتماد به مردم و همكارى با يكديگر، اقتدار ملى را تجلّى بخشند و مظهر اقتدار ملى بشوند.
رى براى اقتدار ملى است . حضور مردم در انتخابات رياست جمهورى و انشاءالله آراء متراكم و بالايى كه به صندوقها خواهند ريخت ، مظهر اقتدار ملى و عظمت ملى و انشاءالله مظهر وحدت ملى خواهد بود. اميدواريم كه ملت ما در سايه اين اقتدار و اين حركت و تلاش و كار، بتوانند هم وحدت را كه آرزوى عمومى مردم است ، هم امنيت را كه نياز اساسى ملت ماست و هم بسيارى از برنامه هاى خودشان را عمل شده و تحقق يافته ببينند.
...
من امسال كه سال امام على در رفتار، نه فقط در گفتار است - دو شعار اصلى را براى عملكرد دستگاههاى مختلف كشور مطرح كردم ، كه بايد آن را در مقابل چشم داشته باشند: يكى اقتدار ملى و ديگرى اشتغال مفيد و مولد؛ و حتى اولى از دومى مهمتر است .
يك ملّت مثل ملّت ايران با همه وجودش با سابقه تاريخى اش ، با ريشه هاى فرهنگى اش با امكانات جغرافيايى و اقليمى اش و با تواناييهاى فراوان بشرى ، اقتدار و عزّت و توانايى آبروى خود را در چهره مسئولان كشور مشاهده مى كنند و قواى سه گانه مى توانند مظهر اقتدار ملى باشند.
را با شجاعت و اقتدار و اميد و بدون رودربايستى و با همكارى كامل انجام بدهند. يك ملّت اگر اقتدار ملّى داشته باشد - اقتدار در زمينه اقتصاد، سياست ، فرهنگ و سازماندهى دولتى - مشكلات مادى و معنوى اش حل خواهد شد. اگر فرضا مسئولى در بخش امنيّت كار خود را خوب انجام را مهار كند، در جامعه رونق اقتصادى بوجود بياورد و طبقات محروم را از حقوقى كه متعلق به آنهاست برخوردار نمايد - مردم احساس اقتدار و توانايى مى كنند؛ خودشان را در آن مسئولان مشاهده و ملاحظه مى كنند و او را مظهر خودشان بحساب مى آورند. وقتى در عرصه بين المللى مسئولانّت و سربلندى و استغنا در مجامع جهانى شركت مى كنند و حرف حقّ خودشان را با شجاعت بزبان مى آورند و در معامله و مبادله با دولتها، منافع ملى را مدّنظر مى گيرند و مصالح را ملاحظه و به نفع كشور كار مى كنند ملّت كه در جريان اين كارها قرار مى گيرد، احساس اقتدار مى كند.
اقتدار ملى به دو عنصر اصلى نياز دارد: يكى اين كه همه افراد وظايف خودشان را با قاطعيّت انجام دهند؛ دوّم اينكه قواى سه گانه با هم همكارى كنند.
عرصه كشور كار كنند. وظايفى بر دوش قوّه مجريّه است ؛ وظايفى هم بر دوش قوّه قضائيّه است ؛ قوّه مقنّنه هم بايد به عنوان پشتيبان و حامى اين دو قوّه قوانين لازم را - براى اجراى خوب و مشكل پيدا نكردن در راه عمل و اجرا - در اختيار اينها قرار دهد تا دچار كمبود قانون نشوند. در مجلس شوراى اسلامى قانون بايد طبق مصالح كشور، مصالح ملّت و مطابق با اسلام باشد تا قوّه مجريّه و قوّه قضائيّه بتوانند با استفاده از قانون و مجراى صحيح قانونى وظايف خودشان را انجام بدهند؛ اين مى شود اقتدار ملّى .
اقتدار ملّى به كار جدّى و قاطعانه از سوى همه مسئولان بخشهاى مختلف كشور و هماهنگى دستگاههاى مختلف در راه مصالح ملّت احتياج دارد؛ همديگر را تخريب نكنند آن گونه كه دشمن مى خواهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:53  توسط خسروی- جستجوگر  | 
نگاهى تطبيقى به عدالت اجتماعى در انديشه حضرت على (ع)
زهرا خسروی مشیزی

هر چند فهم عمق انديشه و كلام حضرت على (ع ) كه به حق كلامى فروتر از كلام خدا، اما برخوردار از صبغه اى الهى و فراتر از كلام بشر است . دور از دسترس و بضاعت محدود علمى نگارنده است ، اما تلاش در جهت نزديك شدن به فضاى فكرى و انديشه انسانى كه در بطن و متن انديشه ورزى و خردورزى او خدا حضور دارد، رسالتى است بر دوش هر انسان متعهد، درد آشنا و آگاه به ضرورتهاى زمانى و مكانى . بدون ترديد، بشر در عصر حاضر بيش از هر زمان ديگر با توجه به ناكامى هاى خردورزيهاى خود - بنياد خود از رنسانس ‍ را تا پست مدرنيسم ، نيازمند و در آرزوى سيراب شدن از مخزن خردورزيهاى متكى و ملتزم به خدا و وحى الهى است . و به حق كه نمونه و مصداق بارز حضور خدا در انديشه ورزى و حتى نظريه پردازى هاى اجتماعى و تبيينهاى تاريخى كسى جز على (ع )، دست پرورده و وارث حقيقى پيامبر گرامى (ص ) نيست . اما متاءسفانه قدر و منزلت ايشان ، آنچنان كه بايد و شايد در جامعه اسلامى و شيعى ما شناخته شده نيست و يا حداقل ، چندان شاهد تجلى انديشه ها و دغدغه هاى ايشان در قالب سياستگزاريها و برنامه ريزى هاى راهبردى نيستيم .
اما به راستى راز رمز اين همه عظمت در كلام حضرت امير(ع ) چيست ؟ چرا همگان از اين همه عمق و عظمت محتوايى به شگفت آمده اند؟ چرا كلام بشرى قابل قياس با كلام ايشان نيست ؟ پاسخهاى متفاوتى مى توان به اين سؤ ال اساسى داد، اما نگارنده معتقد است كه راز اين كلام شگفت انگيز در حضور تمام عيار خدا در ساحت معرفت و انديشه ورزيهاى ايشان نهفته است . حضورى كه از زمان رنسانس و به طور خاص روشنگرى در چالش با سلطه فكرى در خرافى كليسايى به اين طرف ، از ساحت معرفت و انديشه ورزى نظريه پردازى در علوم انسانى رخت بر بسته است و با نهايت تاءسف دامنگير خردورزيها نظريه پردازيهاى كشورهاى اسلامى نيز با عارضه اى مضاعف گرديده است . تمام مصيبت هاى وارده بر بشر در سطوح فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، محيطى و روانى نيز ريشه در همين خدامردگى در قلمرو خردورزى دارد.
به هر حال ، براى دست يابى به انديشه يك متفكر در مورد مفهومى خاص راههاى بسيارى وجود دارد. راه ساده و معمول اين است كه بدون هيچ درك پيشينى و اوليه از يك مفهوم به رديابى مفهوم موردنظر در آثار يك متفكر بپردازيم و در نهايت سعى كنيم معناى اين مفهوم را از لابلاى عبارات مختلف كشف كنيم . اما اين شيوه ، بويژه در خصوص مفاهيم مرتبط با فلسفه سياسى - اجتماعى چنان عالمانه نيست و معمولا به دركى سطحى و پيش پا افتاده مى انجامد. اما راه و شيوه ديگر كه عالمانه تر و معقول تر مى نمايد، اين است كه قبل از رديابى مفهوم مورد نظر در انديشه يك متفكر، به واكاوى معناى متفاوت اين مفهوم ، سير تحول مفهومى ، سؤ ال ، چالشها، رويكردها و نظريه هاى مختلفى بپردازيم در مورد اين مفهوم تاكنون شكل گرفته است . سپس با رويكردى تطبيقى به بررسى معناى اين مفهوم در انديشه متفكر مورد نظر بپردازيم . تنها در اين صورت است كه مى توانيم با توجه به عمق انديشه يك متفكر، آن هم انديشمند ناتمامى همچون حضرت على (ع ) بهره و استفاده به روز از اين مخزن ناپايان معرفت داشته باشيم .
در اين مقاله برآنيم تا با روش و شيوه فوق به عمق انديشه حضرت على (ع ) در مورد عدالت اجتماعى دست يابيم . مايه بسى مباهات است كه در شرايطى بحث حضرت على (ع ) درباره عدالت را مطرح مى كنم كه جهان برخلاف تصور بسيارى از شبه روشنفكران غرب زده داخلى بار ديگر گرايش به عدالت پيدا كرده است و بارقه اين گرايش را مى توان در واكنشهاى مختلف در برابر جهانى سازى اقتصادى كه براستى هژمونى و استيلاى جديد سرمايه دارى را رقم مى زند، جستجو كرد.
مفهوم عدالت ، همانند مفاهيم ديگرى از قبيل آزادى ، صلح ، سعادت و غيره ، مفهومى هنجارى و پارادكسيكال بوده و در ذيل فلسفه سياسى - اجتماعى مورد بحث قرار مى گيرد. خواه ناخواه اين بعد هنجارى بر ارايه تعريفى جامع ، دقيق و شفاف از عدالت اثر مى گذارد. اما آيا اين پارادكسيكال بوده اند به معناى اين آن است كه نمى توان به يك قدر متيقن در تعريف آنها دست يافت ؟ به طور قطع ، مفروضات و پيش فرضهاى هستى شناسى ، از جمله انسان شناسى بر درك ما از عدالت اثر مى گذارد، اما اين نكته بدان معنا نيست كه همسو با پست مدرنيستها، مفاهيمى همچون عدالت و آزادى را دال بدون مدلول بدانيم و بر اين باور باشيم كه اين مفاهيم ، هيچ مدلول ثابتى ندارند و معناى آنها را بايد به زمينه ها و بازى هاى زبانى ارجا دهيم و يا در چارچوب گفتمان هاى مختلف معنا كنيم و يا معناى آنها را به عقل مفاهمه اى بشر ارجا دهيم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:34  توسط خسروی- جستجوگر  |